جلسهٔ ۱ · نمایش معلم
چه چیزی عوض شده؟
هدف: دانشآموزان قدرت و محدودیتِ هوش مصنوعی را ببینند، نقش خودشان را بفهمند و با این حس بیرون بروند که «این کلاس به دردم میخورد».
لوازم: ویدیوپروژکتور؛ دسترسیِ خودِ معلم به یک دستیار هوش مصنوعی (یا فایل پشتیبانِ demo_vague.py)؛ کارتهای «دستور دقیق»؛ کاغذ و مداد؛ یکی دو پروژه از شاگردان سالهای قبل.
شروع و نظرسنجی
- «چه کسی تا حالا از هوش مصنوعی استفاده کرده؟ برای چه کاری؟» دو سه جواب کافی است.
- «چه کسی فکر میکند ده سال دیگر برنامهنویس لازم نیست؟» تعداد دستها را گوشهٔ تخته بنویسید و نگه دارید؛ روز نمایشِ آخر سال دوباره میپرسید.
نمایش زنده: معدلیار
- جلوی دانشآموزان از دستیار بخواهید: «یک برنامهٔ پایتون بنویس که معدل من را حساب کند.» عمداً همینقدر مبهم.
- اجرایش کنید. معمولاً کار میکند و دانشآموزان تحت تأثیر قرار میگیرند. بگذارید تحت تأثیر قرار بگیرند.
- حالا با این ورودیها امتحانش کنید و هر بار بپرسید «درست است؟»
- ریاضی ۱۸ (۴ واحد)، ادبیات ۱۶ (۲ واحد)، ورزش ۲۰ (۱ واحد): معدلِ وزنیِ درست ۱۷٫۷۱ است؛ میانگینِ ساده ۱۸ میشود. اگر برنامه اصلاً واحد را نپرسید، همینجا ایراد پیدا شد.
- نمرهٔ ۲۵ را قبول میکند؟ ورودیِ خالی خرابش میکند؟
- اگر وقت ماند: نمره با ارقام فارسی (
۱۸): پایتون میفهمد! با ممیز فارسی (۱۷٫۵): نمیفهمد و خطا میدهد.
- اگر هوش مصنوعی واحد را درست پرسید، سراغ چیزهایی بروید که فقط شما میدانید: «انضباط در معدل مدرسهٔ ما حساب میشود؟ درسی که هنوز نمرهاش نیامده چه؟ گرد میکنیم یا اعشار را میبُریم؟»
درسِ اصلی: هوش مصنوعی نادان نیست؛ ولی چیزی را که به او نگفتهای نمیداند، و اغلب هم نمیپرسد. نمایش را یک روز قبل تمرین کنید و جوابش را نگه دارید تا اگر سر کلاس دستیار کند بود، همان را اجرا کنید. بدون دسترسی؟ demo_vague.py را اجرا کنید و بگویید: «این جوابی شبیه چیزی است که دستیارها برای چنین درخواستی مینویسند.»
بحث: هوش مصنوعی کجا خوب بود، آدم کجا لازم بود؟
روی تخته دو ستون بکشید و دو سؤال بپرسید: چه چیزی اشتباه بود و چه کسی پیدایش کرد؟ برای پیدا کردنش چه چیزی باید میدانست؟ اگر هیچکس نمیدانست معدل وزنی است چه میشد؟
«هوش مصنوعی همان کاری را کرد که گفتیم، نه کاری که منظورمان بود. کسی که مسئله را میفهمد و برنامه را امتحان میکند، ایراد را پیدا میکند.»
بازیِ بدون کامپیوتر: «دستور دقیق»
کارتها: (۱) مربع با مثلثی رویش و دایرهٔ کوچکی بالا سمت راست؛ (۲) سه دایرهٔ روی هم که به بالا کوچک میشوند، با دو نقطه در بالایی؛ (۳) مستطیل افقی با دو دایرهٔ زیرش و مربعی کوچک رویش؛ (۴) ستارهٔ پنجپر داخل دایره.
دور اول (۶ دقیقه): دونفره و پشت به پشت. «الف» کارت را میبیند و فقط با کلمه، بدون کشیدن و اشاره، در ۳ دقیقه دستور مینویسد. «ب» در ۲ دقیقه دقیقاً طبق نوشته میکشد. مقایسه کنید.
دور دوم (۶ دقیقه): جابهجا شوند و کارت تازه بگیرند. این بار «الف» دو چیز اضافه میکند: زمینه («این شکل شبیه یک ... است») و بررسیهای آخر کار («در پایان باید سه شکل داشته باشی؛ مثلث باید به مربع بچسبد»).
جمعبندی (۶ دقیقه): کجا دستورها مبهم بود؟ «بالا» و «کوچک» دقیقاً یعنی چه؟ زمینه و بررسیها کمک کردند؟ روی تخته بنویسید: کامپیوتر همان کاری را میکند که گفتهای · زمینه و مثال همان «مشخصات»اند · بررسیهای آخر کار همان «تست»اند.
مسیر سال و قانون طلایی
چهار فاز را نشان دهید و بگویید هدفِ آخر روز نمایش است: برای مشتریِ واقعی چیزی میسازید که واقعاً استفاده شود. یکی دو پروژه از سالهای قبل نشان دهید: «امسال میتوانید بزرگتر از اینها بسازید.» قانون طلایی را بنویسید. بگویید فعلاً همهچیز قرمز است، چون «اول باید مغزتان مدلِ اجرای کد را بسازد؛ هوش مصنوعی دقیقاً همان بخشی را انجام میدهد که این مدل را میسازد.» قانونِ کلاس را هم بگویید: «سه کامپیوتر داریم، پس فکر روی کاغذ اتفاق میافتد و کامپیوتر برای چند دقیقهٔ حسابشده است.»
برگهٔ خروج
- یک مشکل در مدرسه، خانه یا زندگیات که دوست داری برنامهای حلش کند. به چه کسی کمک میکند؟
- یک سؤال یا نگرانی دربارهٔ هوش مصنوعی.
- تا حالا برنامه نوشتهای؟ با هوش مصنوعی چطور؟ (هرگز / کمی / زیاد)
جواب ۱ بانک ایدهٔ پروژهٔ آخر سال است؛ به چند جوابِ ۲ در کانال کلاس پاسخ دهید. از روی جواب ۳ بدانید چه کسی پیشینهٔ برنامهنویسی دارد. پیش از جلسهٔ ۲ در «تختهٔ کلاس» کدهای شخصی را بسازید و برگهها را چاپ کنید.